Image

نکاتی در خصوص رمز های عبور که ساده از کنار آنها می گذریم!

لابد پیش خود می ‌گویید چه کاریست که بخواهیم مدام برای هر چیز رمز عبور جداگانه استفاده کنیم. یک رمز عبور برای همه ‌چیز که خیلی راحت ‌تر است. پس چرا خود را به دردسر بیاندازیم. اما تا به حال شده با خود بگویید این راحتی را در ازای چه چیز بدست می ‌آورید؟ بله، شاید فکر کنید زرنگی کرده ‌اید و با یک رمز عبور کار خود را یکسره کردید اما بدانید که امنیت شما به شدت در خطر خواهد بود. مارک یک فرد معمولی است؛ او اکانت ایمیل، فیسبوک، اینستاگرام، ای ‌بی، استیم و بتل نت دارد. دیگر نگوییم که کلی اکانت دیگر هم برای فروشگاه‌ های آنلاین -مختص ویدئو ‌گیم ‌های مورد علاقه اش- دارد. این اکانت‌ ها همگی به ایمیل او وصل می ‌شوند. روزی پایگاه اطلاعاتی یکی از فروشگاه‌ های آنلاینی که مارک در آن اکانت داشت دچار شکاف اطلاعاتی می‌شود. به اطلاعات کارت اعتباری‌ ش دستبرد زده نشده است اما آدرس ‌های ایمیل، اسم ‌ها و رمز عبور هایش هم به سرقت رفت. در نگاه اول، به نظر می ‌رسد هیچ جای نگرانی نباشد. شاید بگویید: چنین درز های اطلاعاتی ‌ای همیشه رخ می‌ دهند و این تنها یک فروشگاه آنلاین کوچک است- آیا این درست است که یک مغازه ‌دار بی ‌ادعا را به خاطر اینکه نمی ‌تواند مثل یک متخصص امنیتی باشد ملامت کنیم؟
اما مجرمین سایبری‌ ای که پایگاه اطلاعاتی را به غارت برده‌ بودند تصمیم می‌گیرند شانس خود را امتحان کنند- شاید کسی در لیست برای اکانت ایمیل خود نیز از رمز عبوری یکسان استفاده کرده باشد. کمی جست‌وجو و بعد؛ سورپرایز! هم اکنون معدن طلا کشف می ‌شود. مارک برای همه‌ چیز از یک رمز عبور استفاده کرده و حال مجرمان سایبری می‌توانند براحتی به ایمیل او دسترسی پیدا کنند. در ایمیل مارک چه چیزهایی پیدا کنند خوب است؟ نه تنها عکس‌ هایی که به لوسی فرستاده بود؛ بلکه پیام ‌هایی از آمازون، ای ‌بی و دیگر شرکت ‌ها. مطمئناً مارک نمی ‌تواند برای اینها هم از یک رمز عبور استفاده کرده باشد. اینطور نیست؟ هکرها به اکانت آماوزن مارک نیز لاگین می‌شوند و  بله. باز هم همان رمز عبور همیشگی.
پیدا کردن کارت اعتباری ‌ای که تا همین الان هم به اکانت آمازون وصل می ‌شود خبر های خوشی به هکرها می‌دهد. مهاجمین اینترنتی سپس فیسبوک مارک را تسخیر کرده، خود را به جای مارک زده و شروع می ‌کنند به اخاذی از دوستان او: «سلام بچه‌ ها من واقعاً پول نیاز دارم. کمی پول دارید به من قرض بدهید؟ به محض اینکه پول به دستم برسد پس می‌دهم. قول می‌دهم». مخاطبین این درخواست، دوستان صمیمی مارک ‌اند پس حتماً به او پول می‌دهند- و اینگونه مجرمین پول را دو دستی در جیب ‌هایشان می کنند.
اما آن ‌ها طماع‌ تر از این حرف ‌ها هستند. کار آنها در این مرحله تمام نمی شود؛ آن ‌ها اکنون رمز عبور هر اکانتی را که می ‌توانند بدان دسترسی پیدا کنند تغییر می ‌دهند که در این مورد خاص (پرونده ‌ی مارک) تغییر یک رمز عبور یعنی تغییر همه‌ چیز.  
یکی از دوستان مارک کمی به ماجرا مشکوک می‌شود و تصمیم می‌گیرد به مارک زنگ بزند تا ببیند آیا این واقعاً خود او بوده که تقاضای پول کرده است. مارک بهت ‌زده  به سمت کامپیوتر می‌ آید تا رمز عبور فسبوک خود را عوض کند که ناگهان می ‌بینید این رمز عبور از پیش توسط مجرمان مجازی تغییر کرده است. اکنون مارک locked out شده و سعی می ‌کند به طریقی رمز عبور خود را ریکاور کند. او از فیسبوک می‌خواهد برایش از طریق ایمیل، لینک پسورد را ارسال کند اما (به همان دلیلی قبلی) به آن نیز نمی ‌تواند دسترسی داشته باشد.
اینجاست که مارک پی می‌ برد به معنای واقعی هک شده است. به بانک خود زنگ می ‌زند، کارت اعتباری ‌اش را می ‌سوزاند و فرومانده تلاش می ‌کند رمز عبور آن معدود سرویس ‌هایی را که هنوز به دام هکر ها نیافتادند عوض کند. در این میان سعی می ‌کند به دوستانش هم زنگ بزند و توضیح دهد این او نبوده که پول می ‌خواسته و از تمام آن‌ هایی که ندانسته پول خود را به دست مجرمین سپردند معذرت ‌خواهی کرده و قول می ‌دهد همه‌ ی مبلغ را به آن‌ها برگرداند. و در نهایت مارک یک بار برای همیشه با خود قسم می ‌خورد تا آخر عمر هرگز از یک رمز عبور برای چندین سرویس استفاده نکند و به خود قول می ‌دهد من ‌بعد در صورت امکان همه‌ جا از احراز هویت دو عاملی استفاده کند.